حسن الحسيني النجفي القوچاني ( آقا نجفى قوچانى )
60
شرح دعاى صباح ( فارسى )
تسويلاتى كه لا تعد و لا تحصيل است . و تبّا لها لجرئتها على سيّدها و مولاها . يعنى : فلعنة و هلاكا ! و همهء ضماير راجع است به نفس . يعنى : هلاكت و ملعنت از براى نفس باد به جهت جرأت كردن او بر سيّد و مولاى خود چگونه چنين نباشد و حال آنكه جسارت و جرأت كردن عبيد بر موالى خود كه ملكيّت و اضافهء اعتباريّه دارند ، هر گاه موجب بعد و استحقاق ملعنت بشود پس چه خواهد بود جسارت بر مولاى حقيقى كه مالك تمام شراشر وجود اوست و اضافهء او ، اضافهء اشراقيّه است و كفران نعم اين ولىّ النّعم كفرانى است ، بسيار بزرگ و جرأت بر او فضاحتى است بسيار سترگ . و الهى قرعت باب رحمتك بيد رجائى . چون داعى ذكر نمود طائفهاى از فضايح اعمال خود و برخى از فضايع احوال خود را در اضطراب شديدى واقع شد و از جرأت بر اين سلطان قادر قاهر در خوف عظيمى افتاد پس نزديك شد كه يأس و قنوط حاصل شود مستشعر شد رحمت واسعهء او را و متذكّر شد كه اگر عبد گناه ثقلين كند نبايد مأيوس شود كمال قال : « لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ » [ 1 ] « انَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ الاَّ الْقَوْمُ الْكافِروُنَ » [ 2 ] كما آنكه اگر صفات ثقلين را آورد ، نبايد ايمن از سخط او شود پس به اين واسطه وحشت و دهشت او مبدّل به انس و اميدوارى شد ، پس عرض نمود : الهى قرعت ، الهى منادى به حذف حرف ندا و اضافهء او به متكلّم اضافهء تشريفيّه است . قرعت فعل و فاعل به معنى كوبيدن باب ، رحمتك مفعول است تشبيه شده است در نفس رحمت به باغ يا منزل و اثبات باب از براى او شده است ، به طور استعاره بالكنايه و تخييليّه [ 3 ] و همچنين « رجائى » استعارهء بالكنايه است كه تشبيه به
--> [ 1 ] زمر - 53 : از رحمت خدا نا اميد نشويد . [ 2 ] يوسف - 87 : و از رحمت خدا مأيوس نشويد كه از رحمت خدا جز قوم كافر مأيوس نمىشوند . [ 3 ] هر گاه مستعار له در جمله ذكر شود و مستعار منه محذوف گردد و يكى از لوازم مستعار منه را براى مستعار له اثبات كنند ، استعاره را بالكنايه و نيز تخييليّه گويند ، مانند :